محاكمه‌ عاملان حملات 11 سپتامبر در نيويورك

طراح اصلي حملات 11 سپتامبر 2001 به همراه چهار مظنون ديگر در يك دادگاه غير نظامي در خاك آمريكا محاكمه خواهند شد.

به گزارش ايسنا، اريك هولدر، دادستان كل آمريكا اعلام كرد كه خالد شيخ محمد، طراح اصلي حملات 11 سپتامبر به همراه چهار مظنون ديگر كه در گوانتانامو بازداشت هستند در دادگاهي در منهتن محاكمه خواهند شد.

براساس گزارش خبرگزاري آسوشيتدپرس، اين يك اقدام خطرناك است. محاكمه اين افراد در دادگاهي غير نظامي به معني منع استفاده از اسناد و مدارك بدست آمده در شرايط تهديد و شكنجه است و باعث خواهد شد كه صدور هر گونه محكوميتي غير از محكوميت‌هاي قاطع باعث قدرت گرفتن منتقدان باراك اوباما شود.

اين پرونده احتمالا دادگاه فدرال را مجبور خواهد كرد كه با مسائل دشوار زيادي روبه‌رو شود كه شامل برخورد بد با زندانيان، افشاي اطلاعات حساس و نمايش تروريست‌هاي متهم سركش و ناظران براي مختل كردن روند دادرسي شود. در دادگاه‌هاي غير نظامي آمريكا استفاده از اسناد و مدارك بدست آمده در شرايط فشار ممنوع است و تعدادي از اين زندانيان تحت روش‌هاي سخت گيرانه كه برخي آن را شكنجه مي‌نامند، بازجويي شده‌اند.

اريك هولدور تاكيد كرد كه هم نظام دادگاه و هم مدارك سالم عليه اين پنج متهم آنقدر قوي هستند كه حكم گناهكاري آنها صادر شود و انتظار دارد كه مجازات آنها به خاطر كشتار 3000 نفر در جريان حملات 11 سپتامبر، مرگ باشد.

هولدر براي تاكيد بيشتر تاكيد كرد: پس از هشت سال تاخير عاملان حملات 11 سپتامبر سرانجام با عدالت مواجه خواهند شد. آنها به نيويورك آورده خواهند شد تا به خاطر جرايم‌شان در يك دادگاه كه در فاصله اندكي با محل برج‌هاي دو قلو واقع است، پاسخگو باشند.

كتابخانه دانشگاه تهران شصت ساله شد

مراسم گراميداشت شصتمين سالگرد كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران صبح امروز با حضور مسئولان كتابخانه مركزي دانشگاه تهران برگزار شد.

به گزارش ايسنا، دكتر فاطمه فهيم نيا رييس كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران با بيان اينكه در حال حاضر 50 هزار نفر در اين كتابخانه عضو هستند، گفت: مسوولان كتابخانه روزانه به 4 هزار و800 نفر سرويس مي‌دهند، چراكه مراجعين ما از سراسر ايران و كليه دانشگاه‌هاي كشور هستند.

وي با اشاره به وجود 500 هزار جلد كتاب در اين كتابخانه، گفت: با لحاظ پايان‌نامه‌ها، نشريات و ساير منابع موجود حدود يك ميليون منبع در اين كتابخانه موجود است كه در 22 هزار متر مربع فضا جا گرفته است.

فهيم‌نيا با بيان اينكه سرانه فضاي كتابخانه مركزي براي هر دانشجو بايد يك الي 2/1 مترمربع باشد، گفت: اين موضوع در حالي است كه در حال حاضر ما با 38 هزار متر كمبود فضا مواجهيم.

وي تصريح كرد: فضاي موجود براي 300 هزار منبع تدارك ديده شده بود در صورتي كه در حال حاضر ما داراي يك ميليون منبع هستيم.

وي خاطر نشان كرد: طي اين هفته يعني به عبارتي از 23 تا 30 آبان ماه به مناسبت هفته كتاب جشن كتاب نيز در نمايشگاه كتابخانه دانشگاه تهران برپاست و نمايشگاه كتاب نيز در اين مكان تدارك ديده شده است.

به گزارش ايسنا، طي اين مراسم كه بدون حضور رييس و معاونان دانشگاه تهران برگزار شد، تمبر يادبود شصتمين سالگرد كتابخانه مركزي و مركز اسناد دانشگاه تهران رونمايي شد.

میرفخرایی از رفتار و مدیریت گفت‌وگو در رسانه ملی می‌گوید

اسماعیل میرفخرایی تهیه کننده و مجری برنامه‌های چالشی و علمی رادیو تلویزیون در سال‌های متمادی به این سئوالات پاسخ می‌دهد. او یکی از همان معدود کسانی است که برنامه‌های موفق و پر مخاطب گفت‌وگو محورش خاطره انگیز و ماندگار شده‌اند. از نظر او که به فن خلبانی نیز آشناست، یک برنامه گفت‌وگو محور درست مثل کابین هواپیما کاپیتان زبردست می‌خواهد.
میرفخرایی در گفت‌وگویی چالشی با «تابناک»، به شکل متفاوت‌تر و صریح‌تری از همیشه به پرسش‌های ما پاسخ داده است که گزیده‌ای از آن را در ادامه می‌خوانید:
هر برنامه‌ای یا تهیه کننده‌ای دارد و یا کارگردانی که آن را اداره می‌کند. اما مجری یا گفت‌وگوکننده در واقع تهیه کننده ای است که محتوای برنامه را در حین اجرا تهیه و تدوین می‌کند. در بسیاری از رادیو تلویزیون‌های موفق دنیا ما می‌بینیم که گفت‌وگوکننده خود تهیه کننده کار نیز هست. نمونه‌اش هم برنامه‌های لری کینگ است….  شما نمی‌توانید به عنوان تهیه کننده در حین مصاحبه چیزی را به گفت‌وگوکننده دیکته کنی. اگر این کار را بکنی برنامه‌ات مصنوعی می‌شود. اگر می‌بینید که بسیاری از مجریان و گفت‌وگوکننده‌های برنامه‌های امروز موفق نمی‌شوند، برای این است که یک گوشی در گوششان است و یکی آن طرف به آنها می‌گوید این را بپرس و آن را نپرس… .
میرفخرایی در ادامه به نقد میزان اختیارات مجریان در حین گفت‌وگو پرداخت و گفت: در کشور ما متأسفانه به دلیل اقتدارگرایی رسانه گفت‌وگوکننده به صورت عروسک درمی‌آید… گفت‌وگوکننده‌ای که از خودش اختیار ندارد و یا نمی‌تواند به تنهایی یک گفت‌وگو را اداره کند، باید برود هنرپیشه بشود، چون او خودش نیست. یا اینکه گوینده بشود. گوینده کسی است که متن را برای او از پیش نوشته‌اند او با رعایت اصول ادبی و لغوی با بیان شیوایی فقط آن را می‌خواند.
وی در پاسخ به اینکه چرا اهمیت دارد که گفت‌وگوکننده در مسیر تخصصی خودش فقط کار کند، گفت:
خیلی مهم است، به ویژه در رادیو تلویزیون ما که دولتی است و محدوده مشخصی دارد بهتر است هر گفت‌وگوکننده ای برای اینکه مجهز وارد استودیو شود در حوزه تخصصی خودش کار کند. من اگر بروم در یک برنامه ورزشی شب اول اوت می‌شوم، اما محدوده کار علمی و چهارچوب‌هایش را می‌دانم و آن را با چاشنی ارتباطات و مسائل اجتماعی آغشته می‌کنم تا بتوانم یک گفت و گوی خشک را تبدیل کنم به یک گفت و گوی جذاب. میر فخرایی‌ها و فردوسی پورها اگر فقط در محدوده تخصصی خود عمل کنند، قدرت مانور دارند و خلأ رادیو تلویزیون‌های خصوصی هم پر خواهد شد.
این مجری پیشکسوت درباره اهمیت اینکه با چه کسی، کجا و درباره چه موضعی با یک فرد گفت‌وگو می‌کنیم، بیان داشت: برنامه‌های گفت‌وگومحور سه دسته هستند. گفت‌وگوهای شخصیت محور که در این نوع برنامه‌ها من با یک شخصیت مثل یک ورزشکار یا یک هنرپیشه سینما صحبت می‌کنم. در این جا، شخصیت این فرد مهم است. من باید با او گپ بزنم مثل وقتی که من می‌خواهم با عزت الله انتظامی حرف بزنم اینجا من قصد کوبیدن او را ندارم.
دسته دوم گفت و گوهای عقیده محور است. در این برنامه‌ها مثل دو نفری که با هم پینگ پونگ بازی می‌کنند با رعایت مقررات بازی وارد گفتگومی شویم. … اخیرا ما دیدیم سیاستمداران ما می‌نشینند روبروی مصاحبه کنندگان معروف آمریکایی و بازی را بر هم می‌زنند.
می دانید دقیقا در مورد گفت و گوی آقای احمدی‌نژاد و لری کینگ حرف می‌زنم. از نظر آنها آقای احمدی نژاد باخت، چون بازی را بر هم زد و آقای احمدی نژاد هم فکر می‌کند موفق شده چون دوبار به سئوال گفت‌وگوکننده پاسخ نداد و او عصبانی شد و گفت از این موضوع گذر می‌کنیم. البته از نگاه کارشناسی و ساختارگرایانه این نمونه یک گفت و گوی ناموفق است.
…. از سوی دیگر خوب می‌بینیم لری کینگ می‌آید با آقای احمدی نژاد حرف می‌زند، او که اصلا آدمی سیاسی نیست. او یک عمر با سوپراستارها صحبت کرده است.
در دسته سوم شما با کسی گفت‌وگو می‌کنید برای اینکه از او اطلاعات آموزشی بگیرید… مثلا دکتر حسابی را می‌آوردم و سعی می‌کردم خاطراتش را برایش تداعی کنم تا برای انجام گفت‌وگو اشتیاق داشته باشد.
مواردی در نوع دوم گفت‌وگوهایی که شما برشمردید هست که طرف دوم گفت‌وگو به اشکال گوناگون یا از پاسخ دادن طفره می‌رود و یا سکوت اختیار می‌کند؛ حس تفاهم اولیه و رعایت اصول بازی در این مواقع به چه کار می‌آید؟ این تکنیک‌هایی که اغلب مجریان رادیو و تلویزیون ما با آنها ناآشنا هستند برای گرفتن پاسخ از طرف مقابل چیست؟
این اتفاق در گفت و گوهایی روی می‌دهد که طرف مقام مسئولی است و نمی‌خواهد به سئوالات پاسخ بدهد. تکنیک ما در این موارد این است که گفت‌وگوکننده به سمت مخاطب برود و همچون دادستان از گفتگوشونده سئوال کند، مثلا به او بگوید: شما الان به عنوان مقام مسئول به اینجا آمده اید و به نظر من می‌رسد که نمی‌خواهید پاسخ بدهید. ما در برابر ملت ایران مسئول هستیم و پرسش را با تأکید تکرار کند.
حتی می‌شود با طرف همدلی کرد و او را در نقطه اثبات گذاشت؛ مثلا عنوان کنیم شما الان از نظر مردم مسئول هستید و گناه اشتباه دیگران به گردن شما افتاده است، بهتر است صریح صحبت کنید. در نهایت اگر باز هم جواب نداد رو به مردم می‌کنید و می‌گویید دوستان! آقای فلانی دوست ندارد جواب بدهد…
میرفخرایی در این باره که :ضعف از کجاست، رسانه که به مجری اش اعتماد به نفس و قدرت نمی‌بخشد یا مجری که خیلی وقت‌ها به جای تکیه بر قدرت رسانه ای خود دچار هیبت مدیریتی طرف مقابل می‌شود و گفتگوشونده هم از فرصت استفاده می‌کند و به جای پاسخ دادن بحث را به بیراهه می‌کشاند و زمان آنتن را می‌گیرد، اینگونه اظهار نظر کرد:
 بله این مدل زیاد است. مثالی می‌زنم: یک سانحه هوایی رخ داده و بر اثر سقوط هواپیما سیصد نفر جان باخته اند، شما با یکی از مسئولین هواپیمایی کشوری تماس می‌گیرید او شروع می‌کند به ارائه گزارش‌هایی از وضعیت هواپیمایی کشوری و عنوان می‌کند که امنیت پرواز در کشور به طور کامل برقرار است شما از او می‌پرسید: اگر امنیت برقرار است پس چرا این حادثه رخ داده؟ او می‌گوید: ما در حال بررسی هستیم و در این لحظه که ساعتی پس از حادثه است نمی‌توانیم دلایل آن را مطرح کنیم. یک گفت‌وگوکننده ماهر در یک رادیو تلویزیون موفق در این لحظه سئوال می‌کند: آقای … امروز در یک حادثه هوایی سیصد نفر از هموطنان ما کشته شدند، بله ما می‌دانیم که تنها ساعتی بعد از بروز حادثه نمی‌توانید دلایل این اتفاق را بگویید اما در این لحظه سئوال من این است: چرا شرکت هواپیمایی ….. اینقدر دچار حادثه می‌شود؟ اطلاعات ما نشان می‌دهد که مثلاً آقای الف پروانه این شرکت هوایی را دارد، طبق قانون، پروانه شرکت هواپیمایی به کسی تعلق می‌گیرد که 20 سال سابقه خدمات هوایی داشته باشد و ایشان این سابقه را ندارد. طرف می‌گوید: پروانه این شرکت در دوره ما صادر نشده و شما می‌گویید: بسیار خوب قبول شما به عنوان مقام مسئول در این دوره چرا اقدامی نکردید؟ (البته این فقط مثال بود) ….
متاسفانه الان در رادیو تلویزیون ما گفت و گوها طوری پیش می‌رود که گفتگوشونده احساس می‌کند زورش بیشتر از گفت‌وگوکننده است.
….. بسیاری از مسئولان وقتی در تلویزیون می‌نشینند با مردم صادق نیستند چون قدرت دارند و می‌توانند به رئیس رادیو تلویزیون بگویند که گفت‌وگوکننده جسورش را اخراج کند. این که نمی‌شود. من با زد و بند اصلا موافق نیستم خیلی وقت‌ها سازمان رسانه ای از گفت‌وگوکننده اش می‌خواهد که با گفتگوشونده زد و بند کند… گفت و گوی خوب ژورنالیسم آزاد می‌خواهد. دستگاه رسانه ای باید قدرت داشته باشد و اجازه ندهد که از مجریانش به عنوان عروسک استفاده کنند.
ایشان در پاسخ به پرسش دیگری با این مضمون که “ما مجریانی را می‌شناسیم که سابقه برنامه‌های پیشین آنها به افکار عمومی ثابت کرده است که هوش و ذکاوت لازم را دارند و گفت‌وگوکننده‌های ماهری هستند اما همین افراد در مقابل برخی از چهره‌ها و مسئولین خوب ظاهر نمی‌شوند طوری که مخاطب احساس می‌کند میان آنها و طرف مقابل یا توافقی صورت گرفته یا اینکه تکنیک‌های عبور از موانع و محدودیت‌های موجود را بلد نیستند. چه راهکاری برای عبور از این موانع می‌شناسید؟”
ابراز داشت: برای من پیش آمده است. با اینکه قرار بود بروم و به ظاهر یک گفت و گوی علمی را اجرا کنم، میان راه متوجه شدم مسیری که برای برنامه انتخاب شده با نظر من کاملا فرق می‌کند. در راه شهرستان بودیم و من وسط راه در قهوه‌خانه گم شدم! زدم به بیابان و نرفتم سر آن برنامه؛ چون فهمیدم می‌خواهند از من استفاده کنند.
پس یک راهش این است که در بروی. ولی در مواردی این امکان ندارد. باید با مسئولان برنامه به یک توافقی برسی که به تو اجازه دهند با طرف مقابل در محدوده مشخصی مانور بدهی و او را در مسیر بازی بیندازی. مثلا مقام مسئولی آمده است؛ تو می‌توانی با او توافق کنی، در او اطمینان ایجاد کنی و اطلاعاتش را بگیری و دست آخر سئوالات را آنطور که خودت می‌خواهی مطرح کنی. در واقع کاری را که خودت دوست داری انجام می‌دهی. بعد از برنامه ممکن است او از تو دلخور هم بشود اما مهم این است که تو با مردم هستی… خوب باید خودت را نفروشی و بگویی من این کار را نمی‌کنم. چند سال پیش، یکی از نامزدهای ریاست جمهوری از من خواست در فیلم تبلیغاتی اش با او گفت‌وگو کنم و من این کار را نکردم ولی با یکی دیگر از نامزدها گفت‌وگو کردم چون من او را انتخاب کرده بودم اما با او هم با روش خودم گفت‌وگو کردم. سئولات خودم را پرسیدم و او هم خودش را در گفت‌وگو رها کرد. می‌خواهم بگویم از یک آدم دست و پا بسته بی اطلاع نمی‌توانی مجری خوب بسازی. گفت‌وگوکننده خود باید صاحب عقیده و سیاستگذار باشد.
چرا تعداد گفتگوکنندگان حرفه ای و برجسته ما اینقدر اندک است؟ پاسخ میرفخرایی به این پرسش اما کوتاه و گویا بود، او گفت: چون رادیو تلیزیون ما اقتدار گرا و دولتی است.
و در ادامه با نگاهی دیگر همین پرسش را در حوزه مطبوعات و در ادامه عملکرد صدا و سیما پاسخ داد: تاریخ مطبوعات ما نشان داده که مطبوعات هم یا نان را به نرخ روز خورده اند یا اینکه نپاییده اند. در گذشته داشتیم؛ زمان شاه، مطبوعاتی‌های موفق کسانی بودند که یا مجیز دربار را می‌گفتند و یا نزدیک به آن بودند. مطبوعات واقعی کم داشتیم. کم بودند مطبوعه‌هایی که بخواهند به عنوان چشم و گوش جامعه عمل کنند. از صدر مشروطه هم چنین بود. رادیو تلویزیون هم که هنوز دولتی است. در دستگاه دولتی انتقاد کم اتفاق می‌افتد. در حالی که سیستم باید درک کند که دوران دولتی بودن تمام شده است. اجازه بدهند آدم‌های معتمد رادیو تلویزیون‌های خصوصی راه بیندازند.
…. رادیو تلویزیون ما الان با سرعت بیست کیلومتر حرکت می‌کند در حالی که اگر می‌خواهد مشتری داشته باشد باید بتواند تک چرخ هم بزند. البته نه اینکه برود بیندازد توی دره. رادیو تلویزیون باید با علم و آگاهی تک چرخ بزند. وگرنه آقای بی بی سی و صدا آمریکا در این وضعیت می‌آید معلّق هم می‌زند. از چشم اسفندیار تو استفاده می‌کند، خبرهایی را که تو نگفتی یا نصفه گفتی آن گونه که خود می‌خواهد می‌گوید و مشتری ات را هم می‌گیرد. ممکن است بگویید در شرایط امروز نمی‌شود پس باید به سیستم‌های دیگر و افراد معتمد اجازه دهی که به تدریج پای کار بیایند و تلویزیون‌های خصوصی را راه بیندازند.
در جامعه‌ای که دیالوگ را تجربه نکرده با تفکر گفت‌وگو آشنا نیست افراد را آوردی که مناظره کنند، آنها هم روشنگرانه صحبت نکردند ـ به جز محسن رضایی که آمد و برنامه‌هایش را گفت ـ فقط همدیگر را کوبیدند. با هم دعوا داشتند. بعد این دعواها را می‌بری داخل مردمی که آمادگی اش را ندارند و آبروی نظام را می‌بری.
پس اگر درست فکر می‌کردی درست هم عمل می‌کردی و نتیجه این نمی‌شد. مثل کسی که تازه رانندگی یاد گرفته تو بخواهی به او ماشین آخرین سیستم بدهی، خوب او تصادف می‌کند. چون تکنولوژی را داری که لزوما نمی‌توانی از آن استفاده کنی باید نحوه استفاده از آن را هم بیاموزی. باید رادیو تلویزیون‌هایی راه اندازی شوند که آگاهانه و نه خائنانه انتقاد هم بکنند. حتی کشورهای توتالیتر مثل شوروی و ترکیه هم بالاخره یک روز به این نتیجه رسیدند که باید اجازه دهند رادیو تلویزیون‌های خصوصی راه‌اندازی شوند.
ما هم باید به تدریج راه را باز کنیم، وگرنه شرایطی مثل امروز اتفاق می‌افتد که رادیو تلویزیون ما هزینه‌های هنگفت می‌کند، سریال‌هایی را می‌سازد ولی مردم می‌آیند سریال و فیلمشان را اینجا می‌بینند و بعد اخبار را از آن طرف گوش می‌کنند. اشکال از ماست که در بازار رسانه‌ای آگاهانه وارد نشده ایم.
….چون خودت تنها بودی و رقیب نداشتی درجا می‌زنی باید کار سیاسی را یک جایی متوقف کنی و به برنامه سازت اعتماد داشته باشی و به او اجازه مانور بدهی و بگذاری ترفندهایش را به کار گیرد. تا یک نفر در رسانه متخصص می‌شود از کار برکنارش می‌کنی. ….متن کامل را اینجا بخوانید.

افتتاح خانه هنرمندان 2 درهاله اي از ابهام

با وجود اعلام قبلي كه قرار بود خانه هنرمندان 2 امروز افتتاح شود خبرها از افتتاح نشدن آن حكايت مي كند.

به گزارش خبرنگار ايلنا : قرار بود كه خانه هنرمندان 2(منزل استاد لرزاده در خيابان ملك تهران) عصر امروز افتتاح شود ول اخباري به گوش مي رسد مبني بر اين كه اين مكان هنري امروز هم به بهره برداري نمي رسد.

هر چند برخي گزارش ها از اتمام مراحل ساخت و آماده سازي اين مكان خبر مي دهند ولي هنوز كسي از تاريخ دقيق افتتاح اين مجتمع فرهنگي هنري اطلاعي نداردو جالب تر اينكه اين دير كرد در تاريخ افتتاح را كسي نمي داند.

به دلايل نامعلوم؛توديع قلعه‌باني لغو شد

مراسم توديع و معارفه رؤساي قديم و جديد سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران كه قرار بود صبح امروز برگزار شود، به دلايل نامعلوم لغو شد.

به گزارش خبرگزاري فارس، اواخر هفته گذشته وزير صنايع حكم رياست مجيد هدايت بر سازمان گسترش و نوسازي صنايع ايران را امضاء و به وي ابلاغ كرده بود.

بر اساس اين گزارش، قرار بود مراسم توديع قلعه‌باني و معارفه هدايت امروز ساعت 10.30 برگزار شود كه لغو شده است.

مراسم توديع قلعه باني در حالي صبح امروز برگزار نشد كه مهمانان جلسه از جمله رويانيان رئيس ستاد مديريت حمل و نقل و مصرف سوخت، منطقي مدير عامل سابق ايران خودرو، ايرج نديمي مشاور معاون پارلماني رئيس جمهوري، ابطحي مديرعامل دخانيات و حاتم معاون وزير صنايع حضور يافتند و وزير صنايع و روساي قديم و جديد نيز در جلسه حضور نداشتند.

شنيده ها حاكي است ، هدايت رئيس جديد سازمان گسترش در دفتر وزير صنايع حضور يافته و به قلعه باني نيز رياست شستا پيشنهاد شده است.

همچنين احتمال دارد جلسه توديع فردا يا پس فردا برگزار شود.

تلخ‌نگاري يك جنايت: «از رنجي كه مي‌بريم»

چندی پیش، «تابناک» به نقل از شماره بیست و هشتم شهریور ماه هفته‌نامه پنجره، مجموعه مطالبی را درباره ماجرای بازداشتگاه كهریزك منتشر كرد كه بازتاب‌ گسترده‌ای در افكار عمومی داشت و با واكنش‌هایی نیز روبه‌رو شد.
به گزارش «تابناک»، این جریان فکری از آن‎ روی كه یكی از اصلی‌ترین رسالت‌های خود را پیگیری حوادث مربوط به انتخابات اخیر ریاست‌جمهوری و رخدادهای پس از آن می‌داند، همواره كوشیده با بررسی و نقد عملكرد سردمداران اصلی این جریان که با رویکردها و اقدامات خود، صدمات جبران‎ناپذیری را به نظام اسلامی زده و با حرکت‌های غیر قانونی به مصاف حقوق مردم و رأی آن‎ها رفته‌اند و دل دشمنان انقلاب اسلامی را شاد كرده‌اند؛ موضوعاتی نظیر بازداشتگاه كهریزك را نیز مورد پیگیری قرار دهد تا با جلوگیری از جابه‎‌جا شدن مسائل اصلی و فرعی مربوط به انتخابات، بكوشد حقی ضایع نشده و به همه جوانب این فتنه بزرگ پرداخته شود.
بنا بر این گزارش، گزارش تكمیلی درباره روند رسیدگی به این پرونده، چنانچه در ادامه می‌آید، در شماره جدید پنجره منتشر شده تا انشاءالله در راه احقاق حق، روشنگر اذهان باشد و توان قضات شجاع را برای به ‌ثمر رساندن دادخواهی افزون كند:
چهار ماهی از حادثه كهریزك كه رهبر انقلاب از آن به‎ عنوان یك فاجعه یاد و بر پیگیری آن بارها تأكید كردند، می‌گذرد. در همین مورد و در پی دستورات‌ رهبری، دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی مسأله را پیگیری کرده و گزارش‌هایی را برای ایشان فرستاده است؛ گزارش‌هایی كه دربرگیرنده جزییات، نام‌ها و اطلاعات دقیق مربوط به وقوع این رخدادهاست.
البته مجلس نیز به اقتضای نقش نظارتی خود وارد ماجرا شد، اما با گذشت یك ماه از پایان تحقیقات مجلس، هنوز گزارشی از این بررسی‌ها برای هیأت‎ رئیسه مجلس ارایه نشده‌ و به ‌نظر می‌رسد این گزارش هنوز آخرین مراحل تكمیل شدن را می‌گذراند و به گفته برخی نمایندگان در حال به‌روز شدن است.
 احتمال دارد این گزارش در هفته جاری در مجلس قرائت شود. پرویز سروری رئیس كمیته‌ ویژه مجلس برای پیگیری مسائل بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات هم دوشنبه هفته پیش به ایسنا گفت كه قرار است سازمان قضایی نیروهای مسلح، زمان برگزاری دادگاه‌ها را اعلام كند، اما با توجه به اطلاعاتی كه در اختیار داریم، برگزاری این دادگاه‌ها قریب‌الوقوع خواهد بود.
تعداد متهمان و شاكیان
آمارهای منتشره، حاكی از آن است كه پرونده كهریزك، حدود بیست شاكی خصوصی دارد. برخی شنیده‌ها و قراین حاكی از آن است كه برخی نهادهای مرتبط با این پرونده‌، فعالیت گسترده‌ای را برای گرفتن رضایت از خانواده‌های شاكیان آغاز كرده‌اند تا از تعداد شاكیان بكاهند.
برخی از خانواده‌ها نیز درباره این‎كه چرا با خانواده‌ دیگر قربانیان این ماجرا در ارتباط هستند، مورد مؤاخذه قرار گرفته‌اند. حال این پرسش مطرح است، هنگامی که دادگاه پرونده كهریزك برگزار شود، تعداد شاكیان خصوصی این پرونده چند نفر خواهد بود؟
پرسش دومی كه گاه افكار عمومی را می‌آزارد، درباره تعداد متهمان اصلی این پرونده است. در اوایل آغاز بررسی موضوع كهریزك، مقامات ذیربط، تعداد متهمان اصلی آن را یازده نفر اعلام كردند كه پس از مدتی این رقم از سوی «فرهاد تجری»، عضو كمیته ویژه مجلس برای پیگیری موضوع بازداشت‌های پس از انتخابات هشت نفر اعلام شد.
خبرها از احضار برخی مقامات ناجا برای پاسخگویی به پرسش‌های مسئول پرونده به دادگاه حكایت دارد و برخی تغییرات صورت ‌گرفته در مدیریت میانی ناجا در حوزه تهران بزرگ را در این راستا می‌داند.
كلید اسرار
هفدهم مرداد ماه پدر «محمد كامرانی» از قربانیان حادثه كهریزك نامه‌ای به آیت‎ الله سیدمحمود‎ ‌هاشمی شاهرودی، رئیس وقت قوه قضاییه، نوشت و از وی خواست تا حال كه در اواخر دوران ریاست بر دستگاه قضایی كشور است، شكواییه آنان درباره كهریزك را به سرانجام برساند كه آیت‎الله شاهرودی نیز این نامه را به دفتر حقوق شهروندی این قوه ارجاع داد.
در پی ارجاع این نامه، دفتر حقوق شهروندی رئیس قوه قضاییه نیز پیگیر موضوع شد و اقدام به تهیه گزارشی درباره كهریزك كرد و سرانجام آن را به دادسرای انتظامی قضات ارجاع داد. این گزارش چهارم شهریور ماه گذشته به دادسرای انتظامی قضات فرستاده شد.
نكته اصلی این گزارش به نقش سه عنصر مهم در دادستانی تهران در موضوع كهریزك باز‎می‌‌گردد و از دادسرای انتظامی قضات می‌خواهد كه به خلع ید آنان حكم دهد؛ اما هنوز با گذشت سه ماه از تهیه این گزارش هیچ حكمی در این زمینه صادر نشده است.
«علی‎رضا آوایی» رییس كل دادگستری استان تهران نیز دوبار در تاریخ‎های دوازدهم و بیست و پنجم مهر موضوع را به «احمد شفیعی» دادستان جدید انتظامی تهران ارجاع داده است.
البته دادستان انتظامی قضات نیز با تأیید مطلب و بدون ذكر نام آنان در بیست‎ و یکم شهریور ماه به ایرنا گفته بود: «در مسایل اخیر پرونده سه قاضی در دست بررسی است كه اگر به نظر قضات دادستان انتظامی قضات قابل تعقیب باشند، برای آنها درخواست تعلیق می‌شود. این سه قاضی اكنون در حال خدمت هستند و پرونده آن‎ها در دست رسیدگی است و پس از آن‎كه به اظهارنظر نهایی رسید، درباره آن‎ها تصمیم‌گیری می‌شود.»
از آن زمان تاكنون، دو نفر از این قضات از سمت‌های بسیار مهمشان جابه‌‎جا شده‌اند و تنها نفر سوم (دادیار پرونده كهریزك) همچنان مشغول فعالیت است.
با وجود این، فرهاد تجری، نماینده مجلس که علاوه بر عضویت در کمیته ویژه مجلس برای پیگیری وضعیت بازداشت‌های پس از انتخابات، سابقه قضاوت را نیز در کارنامه دارد درباره علت تعلل دادسرای انتظامی قضات برای صدور رأی در این زمینه، ضمن تأكید بر این‌كه از وجود چنین پرونده‌ای درباره سه قاضی مرتبط با پرونده كهریزك آگاه نیست و با یادآوری روند طولانی رسیدگی به پرونده‌ها در محاکم قضایی به پنجره گفت: رسیدگی به شکایات و گزارش‌ها در محاکم قضایی پروسه طولانی مدتی است که زمان زیادی را برای صدور رأی می‌برد؛ ارسال پرونده‌ها به یک دادسرا، زمانبر است و چند ماه طول می‌کشد و به همین نسبت هم صدور رأی در دادسرای انتظامی قضات نیاز به زمان دارد و نمی‌توان گفت که چون گزارشی به این دادسرا فرستاده شده است، پس باید در چند هفته و یا دو سه ماه رأی آن هم صادر شود.
گزارش تكمیلی
در پرونده متوفیان ماجرای كهریزك چند روز پس از تدفین، گزارشی تكمیلی قرار داده شده كه به ‌نظر می‌رسد این گزارش از سوی دستگاه انتظامی بر این پرونده افزوده شده است.
این گزارش تكمیلی در دوازدهم مرداد ماه امسال تهیه شده و كدها و اطلاعاتی را درباره ماجرای كهریزك در خود دارد كه به ‎لحاظ زمان و مكان بازداشت با اطلاعات موجود درباره برخی قربانیان این حادثه از جمله «محسن روح‌الامینی» همخوانی و تطابق ندارد.
البته در این گزارش، نكاتی است كه گزارش قبلی نشریه پنجره را تأیید می‌كند و نكته‌ای را كه پنجره درباره صدور دستور تشدید برخورد با اغتشاشگران روز هجدهم تیر به نقل از یك مقام اجرایی نقل كرده بود، به‌ عنوان جمع‌بندی ذكر می‌كند.
وضعیت آخر
شاید طرح این پرسش كه متهمان كهریزك در روزهای حادثه‎انگیز تیر ماه یعنی در فاصله روزهای نوزده تا بیست و یکم تیر در كجا هستند، پرسش مهمی از نظر عموم مردم نباشد، اما پاسخ‌هایی كه برخی افراد مرتبط با موضوع كهریزك به آن داده‌اند، قابل توجه است.
دادستان تهران در جوابیه‌ای كه در واكنش به گزارش نشریه پنجره انتشار داد، اعلام كرد: «در روز‎های شنبه و یکشنبه، بیستم و بیست و یکم تیر ماه برای دفاع از رساله دکترا در مرخصی به سر می‌بردم.»
گفته می‌شود كه یك مقام انتظامی ارشد مرتبط با پرونده نیز در نوزدهم تیر ماه، یعنی روز بعد در سفری در شمال كشور بوده و ریاست بازداشتگاه كهریزك نیز در آن زمان در قم بوده است.
حال پرسش این است كه آیا افكار عمومی می‌پذیرد، در زمانی‎ كه كهریزك آبستن رویدادی به این مهمی بوده، این افراد به‎ دنبال مشغله‌های دیگر و بعضا خارج از تهران بوده باشند؟ تنزل مسئولیت (كه در پاره‌ای موارد رخ داده)، عذرخواهی و استعفا، حداقلی از اقدامات اخلاقی برای پایان دادن به‌ ماجراست و روشن است كه در مرحله بعدی، موضوعاتی نظیر خلع از مسئولیت، توبیخ و مجازات قانونی مطرح می‌شود.
باز شدن پای مخملباف‎ها
اظهارنظر برخی شاكیان خصوصی این پرونده خبر از آن دارد كه «سمیرا مخملباف»، درصدد تهیه فیلمی از موضوع كهریزك شده است. مخملباف به برخی از آنان پیغام داده كه به تركیه بیایند و با او همكاری كنند تا او فیلم كهریزك را بسازد؛ فیلمی كه حتما با گرایشی ضدایرانی ساخته خواهد شد و با صحنه‌گردانی جشنواره‌های خارجی جایگاهی نظیر «بدون دخترم هرگز» خواهد یافت.
مقابله با این جریان، هوشمندی بیش از پیش دست‎اندركاران امر (به ‌ویژه مدیران رسانه‌ای) را می‌طلبد تا بار دیگر دشمنان نظام را در رسیدن به اهدافشان ناكام بگذارند.
بیان این نكات، گویای رنجی است كه خانواده‌های قربانیان این حوادث هنوز با گذشت ماه‎ها از این ماجرا به دوش می‌كشند؛ رنجی كه انتظار می‌رود با تعیین تكلیف هرچه سریعتر این پرونده و مشخص شدن متهمان اصلی آن پایان یابد.
در این میان، آنچه موجبات دلگرمی این خانواده‌ها را فراهم می‌كند، این است كه رهبر معظم انقلاب اسلامی از نزدیك پیگیر وضعیت این پرونده بوده و هستند.
امید است با برخورد قاطع با ریشه‎های رخدادهای اخیر و دنباله‎های نظام سلطه، راه توطئه‎گری دشمنان این مرز و بوم بسته شده و در کنار آن، با رسیدگی و برخورد با خطاهای غیرقانونی انجام گرفته، مسیر بی‎توجهی به احکام نورانی اسلام و سیاست‎های عالی نظام قطع شود.

پاسخ امیدوار رضایی به ادعاهای حسینیان

برادر محسن رضایی، سکوت این نامزد انتخابات ریاست جمهوری دهم را به دلیل لزوم توجه به منافع کشور دانست.

امیدوار رضایی نماینده مسجد سلیمان در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا، در واکنش به سخنان روح الله حسینیان که محسن رضایی را بازیچه هاشمی‌رفسنجانی خوانده بود، گفت: من این نوع ادبیات را از سوی هر کس که باشد نمی‌پسندم.

وی با بیان اینکه پاسخ این افراد را پس از تعيين مصلحت‌هاي نظام از مسیر درست آن، خواهیم داد؛ افزود: وضعیت فعلی کشور به گونه‌ای است که باید از حقوق شخصی امان بگذریم. کما اینکه در حال حاضر نیز آقای محسن رضایی به خاطر منافع کشور نسبت به اتهاماتی که به ایشان زده می‌شود و نامهربانی‌هایی که در حقش می‌کنند، سکوت کرده است.

رضایی در پاسخ به اینکه طرح چنین اتهاماتی چه آسیب‌هایی به وحدت ملی در کشور وارد می‌کند؟، اظهار داشت: ادبیات رفتار و کردار مسوولان ما در تمامی سطوح باید در جهت وحدت و آرامش سیاسی واجتماعی در جامعه باشد تا زمینه رشد و توسعه کشور در سایر اجرای اهداف سند چشم انداز 20 ساله و سیاست‌های کلی اصل 44 را فراهم آورد.

این عضو فراکسیون اصولگرایان با تاکید بر اینکه چنین مشی‌ای در راستای تحقق منافع مردم خواهد بود، متذکر شد: دامن زدن به حاشیه‌ها و درگیری‌ها، مانع از پرداختن به متن و پیشبرد اهداف بلند مدت کشور می‌شود. این درحالی است که رفع موانع موجود اعم از آنچه که در عرصه سیاسی شاهد آن هستیم و آنچه که در زمینه اقتصادی وجود دارد، تنها در سایه همدلی و رفع تنش‌هاست.

گشتی در كتابخانه شخصی رهبر انقلاب

ابتدا این را بگویم كه ما هیچ‌وقت ننشستیم با آقای خامنه‌ای مستقلاً راجع به كتابخانه و حوزه مطالعات ایشان صحبت كنیم؛ چون این بحث به یك معنا به زندگی شخصی ایشان مربوط می‌شود. وقتی خدمت ایشان می‌رسیم، معمولاً آن‌قدر مسائل مهم و اساسی كشور و مسائل مربوط به فرهنگ و سیاست و رسیدگی‌ به آنها هست كه دیگر معنی ندارد وقت ایشان را بگیریم و بنشینیم منحصراً راجع به كتابخانه‌شان صحبت كنیم. بنابراین آنچه می‌گویم استنباط‌هایی است كه در خلال سالیان طولانی ـ یعنی سی سال انس و آشنایی با ایشان ـ در ذهن من جمع شده است.

قلمرو گسترده
اولین نكته این است كه قلمرو علایق‌ مطالعاتی ایشان خیلی رسمی و منطبق بر حوزه‌ مطالعات متعارف روحانیان نیست. بیشتر روحانیان به اقتضای فضای حوزه و درس و بحثی كه دارند، منطقه خاصی در مطالعه مورد علاقه‌شان است. هر صنف و گروه دیگر هم همین‌طور هستند؛ مهندس‌ها، پزشك‌ها و… بالاخره هر كسی یك قلمرو مشخص و مخصوصی را برای مطالعه خودش انتخاب می‌كند. البته ممكن هم هست در هر یك از این اقشار، گروهی اهل مطالعه نباشند اما اگر بخواهند مطالعه كنند، قلمرو خاصی برای آن دارند.
آقای خامنه‌ای غیر از فقه و اصول و معارف اسلامی كه در سنت تحصیلی ایشان، رسمی و درسی بوده و جزء مطالعات تحقیقی و پژوهشی ایشان به حساب می‌آید، از ابتدای زندگی میدان وسیعی را برای مطالعه پیش چشم داشته‌اند؛ همین قلمروهای مطالعاتی هم پیكره اصلی كتابخانه شخصی ایشان را شكل می‌دهند.

این قلمرو مطالعاتی اولاً شامل ادبیات می‌شود كه بخشی از مطالعات ایشان را شكل می‌دهد. خصوصاً شعر كه ایشان برای آن اهمیت زیادی قائل هستند و در درك لطایف و ظرائف شعری هم استاد هستند؛ نقد شعر می‌دانند و از جوانی در مشهد در حلقه‌های شعرخوانی و نقد شعر شركت می‌كردند. آن‌هم حلقه‌هایی كه ادبا و شاعران درجه اول خراسان و پیرمردهای معروف ادبیات اداره‌شان می‌كردند. آقای خامنه‌ای از جوانی با آن محافل در ارتباط بوده و در نتیجه طبیعی است كه در كتابخانه ایشان، دیوان شعر فراوان ببینید؛ مجموعه‌های شعری قدیم و جدید.
ایشان در عالم شعر فارسی كاملاً به‌روز هستند. بسیاری از جوان‌ها كه ذوق و نبوغی در شعر از خودشان نشان می‌دهند، نزد ایشان شناخته شده هستند. ایشان آثار آن‌ها را دیده‌اند. برای هر شاعری هم حسابی باز می‌كنند و حسن و عیب او را در ذهن دارند و جایگاهی را در مجموعه ادبیات ایران به او نسبت می‌دهند.
حوزه دیگر مطالعات ایشان ادبیات داستانی ایرانی و خارجی است؛ اعم از داستان بلند یا داستان كوتاه. شاید بی‌سابقه و بی‌نظیر باشد كه یك مجتهد و مرجع و فقیه از چهل پنجاه سال پیش رمان‌های بزرگی مثل «دُن آرام» شوخولف با ترجمه به‌آزین و یا آثار رومن رولان مانند «جان شیفته» را خوانده باشد و نسبت به آن‌ها ارزیابی دقیقی داشته باشد. ایشان هنوز هم رمان خارجی می‌خوانند و از خصوصیات‌شان این است كه پس از خواندن كتاب، یادداشتی به‌صورت جمع‌بندی مختصر در پایان كتاب‌ می‌نویسند. من چندین رمان دیده‌ام كه ایشان نظر خودشان را در پایان آن نوشته‌اند. ظاهراً یك‌بار هم تعدادی از این اظهار نظرها توسط حوزه هنری چاپ شده. ایشان در این یادداشت‌ها رمان را تجزیه و تحلیل می‌كنند كه نویسنده كیست؟ این رمان كِی و در چه شرایطی نوشته شده؟ نویسنده چه چیزی را هدف گرفته؟ و به چه طریقی خواسته مقصودش را بیان كند… این‌ها را می‌نویسند و داوری هم می‌كنند كه خوب بوده یا بد؛ موفق شده یا نه.

قلمرو دیگر مطالعاتی ایشان آثار روشنفكری دوران معاصر است؛ با همه آن طیف وسیعی كه روشنفكری دارد. از آنهایی كه نسبت به دین و مذهب و انقلاب نظر منفی دارند تا آن‌هایی كه نزدیك و طرفدار این مسایل هستند. درواقع یكی از خصوصیات ایشان این است كه جریان روشنفكری معاصر ایران را- خصوصاً قبل از انقلابش را- به‌خوبی می‌شناسند و آثار نمایندگان این دوران را خوانده‌اند. شاید نزدیك‌ترین آن‌ها به طیف مذهبی‌ها، آل احمد باشد. ایشان با شخص آل احمد و با آثار و افكار او آشنا بوده و جایگاه او را در جریان روشنفكری و سبك او را در نثر فارسی كاملاً می‌شناسد. دیگران را هم همین‌طور… آقای خامنه‌ای با عقبه‌ و تبار روشنفكران معاصر كه نویسندگان و روشنفكران عصر مشروطه هستند هم فی‌الجمله آشنا هستند. برای نمونه در این زمینه كتاب «ماجرای روشنفكران اولیه» مورد توجه ایشان است.

حوزه دیگر مطالعاتی ایشان، تاریخ است؛ مخصوصاً تاریخ ایران. چون علاقه بارزی به مطالعه تاریخ و سرگذشت اشخاص و اقوام و برداشت و بهره‌برداری خاص و مناسب از آن دارند. آقای خامنه‌ای شناخت قابل توجهی از رجال و افراد مؤثر در تحولات معاصر- دوران قاجار و بعد از آن تا به امروز- دارند. گاهی كه خدمت ایشان صحبت می‌كنیم و از شخصیتی صحبت به میان می‌آید، می‌بینیم ایشان كاملاً شناخت دارند و ارجاع می‌دهند به فلان كتاب و فلان كتاب كه راجع به فلانی در آن‌ها چنین بحثی شده و چنان نسبتی به او داده شده است.

از دیگر حوزه‌های مطالعاتی رهبر انقلاب، تاریخ شفاهی به خصوص آثار برآمده از انقلاب اسلامی است؛ اعم از كتب مربوط به انقلاب و دفاع مقدس و… از جمله‌ آثار مورد توجه ایشان در این زمینه می‌توانم به «خاطرات احمد احمد» و «خاطرات عزت‌شاهی» و كتاب‌های «همپای صاعقه»، «دسته‌ یك» و «دا» اشاره كنم.
فارغ از مطالعه كتاب‌های به‌روز علوم سیاسی، ایشان توجه خاصی به آثار و كتب علمی و اسلامی، مطالعات مرتبط با سیره و فلسفه دارند و مجلات گوناگون علمی، فرهنگی و پژوهشی در حوزه‌های مختلف را هم با علاقه و جدیت می‌خوانند.

تفریح ذهنی
اما از خصوصیات ایشان در كتاب‌خوانی، مداومت است. گذشته از مطالعات كاری در مورد موضوعات اساسی كشور، ایشان نوعاً شب‌ها پیش از خواب مطالعه می‌كنند؛ یك مطالعه سبك. این غیر از مطالعه سنگینی است كه برای درس خارج فقه‌ یا ایراد یك سخنرانی می‌كنند. مطالعه آخر شب برای ایشان در واقع برای رفع خستگی و به‌عنوان تفریح ذهنی مطرح است. البته مطالعه سبك ایشان جزو مطالعات سنگین ماهاست! در این زمینه من خاطره‌ای از ایشان دارم كه خیلی جالب است.
كتابی چاپ شد به نام «مهدوی‌نامه» و مجموعه‌ مقالاتی بود كه به استاد ما دكتر یحیی مهدوی تقدیم شده بود. به جهت علاقه‌ای كه من به دكتر مهدوی داشتم، یك نسخه از این كتاب را بردم و به آقا تقدیم كردم. خودم هم در این كتاب دوتا مقاله داشتم. یكی در معرفی شخصیت مهدوی و یكی هم یك مقاله علمی در فلسفه لایب‌نیتس. بقیه مقالات آن مجموعه هم بیشتر پیرامون فلسفه غربی بود. پیشنهاد این كتاب هم از خود من بود كه بعداً استادان و برخی دوستان دیگر دنبال كرده بودند و بعد از چند سال این كتاب حدوداً پانصد صفحه‌ای منتشر شده بود. به هر حال من یك نسخه را به ایشان دادم. طولی نكشید كه دوباره خدمتشان رسیدم؛ شاید یك ماه بعد. ایشان فرمودند: «این كتاب را كه به من داده بودی، همه‌اش را خواندم!» من حیرت كردم كه من خودم با این‌كه پیشنهاد تألیف این كتاب را داده‌ بودم و در آن مقاله هم داشتم، یك پنجم آن كتاب را هم مجال نكرده‌ام بخوانم اما ایشان با این‌همه گرفتاری چگونه این كتاب را كه اصلاً به حوزه‌ كاریشان هم ارتباط ندارد، خوانده‌اند! این نشان‌دهنده تسلط ایشان به مطالعه و علاقه ایشان به حوزه‌های مختلف فكری و فرهنگی است.

چنان كه گفتم این غیر از مطالعه‌هایی است كه ایشان به اعتبار مسؤولیتشان در نظام و جایگاهشان به عنوان رهبر و مرجع دارند. چون گزارش‌های مربوط به عالم سیاست و چیزهایی كه از مجلات مهم دنیا استخراج می‌شود و در اختیار ایشان قرار می‌گیرد یا كتاب‌های مهمی كه در زمینه‌ مسائل سیاست كلی جهان و انقلاب نوشته می‌شود كه جنبه‌ راهبردی دارد هم از دیگر حوزه‌های مطالعاتی ایشان به‌شمار می‌آید كه حسابشان جداست…
بنابراین ایشان متنوع می‌خوانند و البته زیاد؛ در عین حال همه‌‌ی این‌ها را هم در یك منظومه‌ حساب شده جا می‌دهند. این‌طور نیست كه نشسته باشند تا هر كتابی كه برسد، فی سبیل‌الله بخوانند تا وقتشان پر شود!
یكی دیگر از خصوصیات ایشان در كتاب‌خوانی، كتاب‌خوانی فعال است. یعنی موقع مطالعه، مطالبی را در حاشیه‌ كتاب یادداشت می‌كنند (مرحوم شهید مطهری هم همین روش را داشتند كه نمونه‌ آن حاشیه‌‌های ایشان بر دیوان حافظ است). بعد از این‌كه ایشان كتابی را خواندند، دفتر ایشان آن را مشخص می‌كند و یادداشت‌های ایشان را بر این كتاب‌ها ثبت و ضبط می‌كنند. یك‌بار كه من رفتم خدمتشان، گفتم: «تازگی‌ها من كتابی خوانده‌ام به نام «نامه‌هایی از لندن» از تقی‌زاده كه به كوشش ایرج افشار و حدوداً ده پانزده سال پیش چاپ شده. این كتاب واقعاً خواندنی است.» بعد كتاب خودم را كه برده بودم، به ایشان دادم و گفتم شما این را بخوانید. ایشان گفتند: «من اگر كتاب شما را بگیرم، نمی‌توانم پس بدهم؛ چون من در حاشیه‌ آن یادداشت می‌كنم و این كتاب‌ها را دفتر ما این‌جا نگه می‌دارد.» گفتم: «حالا شما بخوانید؛ مشكلی نیست!» كتاب را دادم. بعد از مدتی كه كتاب به من برنگشت، ایشان لطف كردند و تصویری از آن صفحاتی كه من خودم یاداشت كرده بودم را برای من فرستادند. البته فكر می‌كنم بعضی از یادداشت‌های ایشان هم با یادداشت‌های من همراه بود كه من الان در كتابخانه خودم دارم.

نسخه دوم
بسیاری از اشخاصی كه كتابی تألیف می‌كنند، نسخه‌ای هم برای ایشان می‌فرستند. این كتاب‌ها گاهی رسماً همراه با نامه‌ای به دفتر رهبری فرستاده می‌شود كه به دست ایشان می‌رسد. گاهی هم بعضی از ناشرها، انتشارات خودشان را برای ایشان می‌فرستند. اعم از ناشرهایی كه كتاب را با بودجه دولت چاپ می‌كنند و جزو دستگاه‌های فرهنگی كشور هستند- و رهبری نسبت به كار آن‌ها نظر دارند و آن‌ها كتاب‌هایشان را به عنوان جزئی از كارنامه‌شان برای ایشان می‌‌فرستند- یا ناشرهایی كه به جهت علاقه برای ایشان كتاب می‌فرستند و می‌خواهند ایشان را از نوع كارهایی كه دارند می‌كنند، مطلع كنند. البته رهبر انقلاب از كاستی‌ها و نارسایی‌ها در حوزه نشر هم اطلاع دارند اما در این زمینه اقدام مستقیم نمی‌كنند.

ناشرانی هستند كه وقتی می‌خواهند برای من كتاب بفرستند، دو نسخه می‌فرستند. من هم می‌دانم كه دلیل ارسال دو نسخه، رساندن آن به آقاست. گاهی ایشان می‌گویند: از كجا مطمئن هستی كه این را برای من فرستاده‌اند؟ می‌گویم: من حدس قوی و قریب به یقین می‌زنم كه این‌ها می‌دانند من خدمت شما می‌رسم و این را برای شما فرستاده‌اند. یك‌بار ایشان فرمودند: «در این‌كه این كتاب‌ها مال شماست، شك نیست. پس شما این كتاب‌ها را مال خود بدان، بعد آن را به من هدیه كن!» گفتم: «اگر شما این‌قدر احتیاط می‌كنید، چشم!» بعدها كه آن ناشر را دیدم، گفتم: «چرا دو نسخه از فلان كتاب فرستاده بودید؟» گفت: «یكی‌ از آنها برای این بود كه بدهید خدمت آقا.» گفتم: «من هم به ایشان گفتم، ولی ایشان باز هم تردید داشتند.» ناشر گفت: «نه؛ هروقت كه من كتابی می-فرستم، معنایش این است كه نسخه دوم را به ایشان برسانی.» بعد هم دو دوره از سی جلد انتشارات یك‌ساله-اش را فرستاد. انتشارات سخن و آقای علی اصغر علمی كه كارهای ادبی و تاریخی و روشنفكری منتشر می‌كنند، یكی از همین‌هاست. دیگرانی هم هستند كه وقتی می‌آیند دیدن من، خواهش می‌كنند كه یك نسخه از آخرین آثارشان را بدهم خدمت آقا. من هم هر كتابی كه فكر می‌كنم ایشان نسبت به آن ممكن است نظری داشته و حساس باشند و یا از انتشار این كتاب به جهتی از جهات خوشحال شوند، می‌برم خدمتشان.
درباره كتاب‌های خودم هم معمولاً قبل از چاپ نظر ایشان را می‌گیرم. البته من كتاب‌نویس حرفه‌ای نیستم كه مرتب كتاب بنویسم ولی در این سال‌ها هر كاری كه كرده‌ام، خدمت ایشان ارائه داده‌ام. ایشان هم اگر نظری داشته‌اند، فرموده‌اند. البته این اظهار نظرها معمولاً مكتوب نیست؛ می‌نشینم پای صحبت‌شان و گوش می‌كنم. چندی پیش هم ترجمه قرآن را به ایشان داده‌ام. رفتم خدمتشان و ایشان یادداشت‌هایشان را درباره بخشی از این ترجمه قرآن، در دست داشتند و مورد به مورد گفتند كه مثلاً این‌جا نظر من این است و من هم یادداشت كردم. پیغام داد‌ه‌ام كه لطفاً وقتی قرار بدهید تا بیاییم و بقیه نظر شما را هم بشنویم. تاكنون نظر ایشان را به تفاریق درباره ترجمه بیست جزء از قرآن كریم شنیده و یادداشت كرده‌ام.

به هر حال ایشان كتابخانه بزرگی دارند؛ حدوداً ده سال پیش، می‌گفتند این كتابخانه سی هزار جلد كتاب دارد. جالب است كه كسانی مانند مرحوم آیت‌الله نجفی مرعشی اصلاً نیتشان این بود كه كتابخانه درست كنند اما كتابخانه‌ آقا به‌طور طبیعی درست شده است. بخشی از این كتابخانه در منزل شخصی‌ ایشان جا گرفته. آقازاده‌هایشان هم كمك می‌كنند تا این كتابخانه به‌خوبی اداره ‌شود.
در این‌ كتابخانه بخشی هست كه هر چاپی از قرآن از داخل و خارج كه به دست آقا می‌رسد، آنها را در آن‌ می‌گذارند. در نتیجه مجموعه‌ای از انواع قرآن‌ها آنجا هست كه شاید دوتا قفسه شده باشد. ایشان هم باتوجه به مضمون برخی روایات كه می‌گوید اگر قرآنی در خانه باشد و آن را نخوانند، این قرآن نزد خداوند متعال از بی‌توجهی شكوه می‌كند، به تناوب از هریك از این قرآن‌ها استفاده می‌كنند. ضمن این‌كه تدبر در قرآن اصولاً مهم‌ترین مورد در میان مطالعات ایشان است.

پذیرای همه
گاهی كسانی كه در زمینه روانشناسی و رفتارشناسی كار می‌كنند، براساس رفتارها یا نشانه‌های رفتاری افراد، تا اندازه‌ای شخصیت فرد را شناسایی و تصویری از شخصیت او ارائه می‌كنند. اگر من بخواهم با توجه به كتابخانه ایشان و قلمرو مطالعاتشان چنین تصویری ارائه كنم، باید بگویم: ایشان مردی دانشمند و ادیب است و شخصیتی است كه هم در عالم نظر و هم در عالم عمل، تواناست و نظر و عمل را با هم توأم كرده. تصوری كه من از ایشان دارم، تصور انسانی بافرهنگ و فرهیخته و البته متعهد است. یعنی اعتقاداتی دارد و به اعتقادات خودش هم سخت پایبند است و در راه آنچه كه به آن ایمان دارد، جهاد و مجاهدت می‌كند. در عالم ارزش و ضد ارزش خنثی نیست و جهت‌گیری‌اش كاملاً روشن و شفاف است اما در عین حال وسعت نظر كم‌نظیری هم دارد؛ یعنی نسبت به چهره‌ها و جریان‌های گوناگون نظر و ارزیابی دارد. آنچه در آقای خامنه‌ای دیده می‌شود، اعتقاد و غیرتمندی است و آنچه دیده نمی‌شود، تعصب و تنگ‌نظری. جمع این دو بسیار مهم است.

تعصب و تنگ‌نظری هردو ناشی از جهل است اما ایشان خیلی چیزها درباره‌‌ی ایران و جهان و راجع به اشخاص و افكارشان می‌دانند و همین آگاهی وسیع، به ایشان انصاف و اعتدالی بخشیده كه كم‌مانند است. آقای خامنه‌ای قدر هر اندیشمند و هر جریانی را می‌داند و از دارایی‌های فكری و علمی اشخاص مختلف و از توانایی‌هایشان بی‌اطلاع نیست. به همین جهت است كه اشخاص و جریان‌ها هم هركدام با ایشان ربط و رابطه‌ای دارند. گاهی ایشان شرح احوال پدربزرگ چهره‌ برجسته‌ای را كه الان دارد زندگی می‌كند و این‌كه او در چه فنی از فنون تبحر داشته را دقیق می‌دانند. وقتی به این چهره‌ می‌رسند، از آن پدربزرگ یاد می‌كنند كه من شنیده‌ام یا خودم دیده‌ام كه جد بزرگ شما در نجف یا مشهد چنان بوده… این باعث می‌شود كه هركسی بتواند جایگاهی نزد ایشان داشته باشد.

از روشنفكر و شاعر نوپرداز یا شاعر كهن‌سرا گرفته تا دانشمند سلول‌های بنیادین و… هیچ‌كس پیش ایشان غریب نیست. برای همه‌ آنها جنبه‌هایی در شخصیت آقای خامنه‌ای هست كه آن‌ها را خوشحال می‌كند. یك‌وقت كتابی از مجتبی مینوی چاپ شده بود به نام «مینوی و گستره ادب فارسی» كه خواهر مرحوم مینوی- ماه‌منیر مینوی- مقالات او را گردآوری كرده بود. چند سال پیش من این كتاب را خواندم. یك نسخه هم برای آقا گرفتم. چون نمی‌دانستم نظر ایشان نسبت به مینوی چیست و آیا با او آشنایی دارند یا نه، پاورچین پاورچین گفتم كه آقا این كتاب را هم بد نیست ملاحظه كنید؛ اما دیدم كه ایشان مینوی را كاملاً می‌شناسند و نسبت به علم و دانش و شخصیت او نظر مثبت دارند و با او ملاقات هم داشته‌اند. به هر حال ایشان با خوشحالی كتاب را گرفتند و كمی هم درباره‌ مینوی صحبت كردند. مینوی سال 1356 فوت كرده. من بعید می‌دانم اگر همین حالا به هم سن و سال‌های آقا در حوزه‌ مراجعه شود، به تعداد انگشتان دست كسانی باشند كه مینوی را بشناسند و تصوری روشن از او داشته باشند.
بنابراین ایشان به بركت مطالعه دائمی در طیفی وسیع و حضور در محافل ادبی و شور و نشاط و ذوقی كه در كنار حركت و تحرك اجتماعی و سیاسی داشته‌اند، ذهنی غنی و دیدی وسیع پیدا كرده‌اند. این در كار رهبری یك كشور بزرگ با پیشینه‌ كهن مانند ایران با چنین مردم بااستعداد و اهل ذوق و با سلیقه‌ها و قومیت‌های گوناگون، بسیار ارزشمند است. من در غزلی كه درباره ایشان سروده‌ام، گفته‌ام كه:
گر كسی از من نشانی از تو جوید گویمش خانه‌ای در كوچه باغ دل، پذیرای همه
باتوجه به این ویژگی‌ها اگر بخواهیم از میان شخصیت‌های برجسته فرهنگ و سیاست در تاریخ ایران شخصیتی نزدیك به شخصیت ایشان پیدا كنیم- كه البته مستلزم این است كه احاطه نسبی به فرهنگ و تاریخ ایران داشته باشیم و چهره‌ها را به درستی بشناسیم- شاید بتوان خواجه رشیدالدین فضل‌الله همدانی را- آن‌هم صرفاً از برخی جهات، نه از همه جهات- مثال زد كه البته رئیس كشور نبود؛ وزیر بود اما وقتی احوالاتش را می‌خوانیم، می‌بینیم در عین حال كه امور مهم كشور به دستش بوده، در فضل و دانش هم یگانه دوران خود بوده است. خواجه نصیرالدین طوسی هم از این‌گونه شخصیت‌هاست كه در میان رجال سیاسی تاریخ ما از كسانی است كه اهل فرهنگ و مطلع از معارف عصر خود بوده‌ است. البته نباید فراموش كرد كه هر تشبیهی از یك جهت مُقرِّب است و از جهت دیگر مُبعِّد…

این‌ها مربوط به حوزه زندگی شخصی ایشان است. از نگاه رسمی هم ایشان همواره به مسؤولان توصیه می‌كنند كه مكان و امكانات مناسب برای كتابخانه‌ها فراهم كنید. به دستگاه‌های فرهنگی هم متناسب با مأموریت و وظیفه‌شان مرتباً توصیه می‌كنند كه بیشتر و بهتر كار كنید، كتاب تألیف كنید و در اختیار مردم قرار بدهید. به مردم هم توصیه می‌كنند كه بیشتر كتاب بخرید و بخوانید؛ البته كتاب‌های خوب و مفید. گاهی كه می‌روم خدمت ایشان، می-گویم: «می‌خواهم به شما مژده بدهم كه ناشری پیدا شده و مثلاً برای تاریخ ایران برنامه‌ای دارد كه دویست جلد كتاب منتشر كند و تا حالا بیست‌ دفتر از آن‌ها چاپ شده كه این‌هاست…» ایشان هم بسیار خوشحال می‌شوند. آقای خامنه‌ای، ایران اسلامی‌ای می‌خواهند كه مردمش دانشمند و دانش‌دوست و كتاب‌خوان و اهل فكر و فرهنگ باشند. این آرزویی است كه ایشان برای این كشور و این مردم در سر دارند.

یك پیشنهاد
بعضی‌ها برای برخی كتاب‌ها تبلیغات جالبی می‌كنند؛ مثلاً «1001 كتابی كه پیش از مردن باید خواند!» یا «100 كتاب كه جایش در كتابخانه‌ شما خالی است!» و این چیزها… حقیقت این است كه چنین توصیه‌هایی بسیار مشكل است و نسبت به اشخاص گوناگون فرق می‌كند. البته همه كتاب‌ها شیرین است اما بستگی دارد به علاقه خواننده. ممكن است كتابی برای یك فرد خوب باشد و برای دیگری اصلاً جذاب نباشد…
چندی پیش یكی از دوستانم در سفارت ایران در لندن در یك پرسش كتبی از من خواست بهترین كتابی كه خواندنش را توصیه می‌كنم، معرفی كنم. ابتدا گفتم این پرسش اشكال فنی دارد! ولی بعد گفتم كتابی كه من دوست دارم كسانی مانند شما بخوانند، «شرح زندگانی من» از عبدالله مستوفی است. كتابی كه از نظر من برای خیلی‌ها مفید است؛ چون برای شناخت ایران، دید تاریخی و فرهنگی خوبی میدهد و برای شناخت فرهنگ، سنت‌ها، اوضاع اجتماعی و تحولاتی كه در آن صورت گرفته، بسیار مناسب است. ضمناً به قلم شیوای یك آدم اصیل هم هست. خیلی دوست دارم بتوانم در یك فرصت مناسب نقدی مفصل در معرفی این كتاب بنویسم…منبع: khamenei.ir

تکمیلی: پرچم برعكس ايران این بار در نشان «حلال»!

سرويس اجتماعي ـ‌ پس از چند مورد استفاده از پرچم برعكس ايران كه در برخي ديدارها و مراسم روي داد، اين بار با دقت در پرچم استفاده شده در نشان «حلال» ايران، در مي‌يابيم كه رنگ‌هاي پرچم جمهوري اسلامي ايران به صورت وارونه درج شده است.به گزارش خبرنگار «تابناك»، تصوير زير كه بدسليقگي و كج‌سليقگي در طراحي آن كاملا مشهود است، به وسيله يك سايت خبري كه به مسائل مربوط به ارتباطات كشورهاي اسلامي مي‌پردازد، منتشر شده است.
بنا بر اين گزارش، هنوز روشن نيست كه تصوير زير، خود نشان ثبت شده است، يا اشتباه از سوي خبرگزاري يادشده رخ داده است.از سوی دیگر در توضیحات ارسالی از سوی خبرگزاری تقریب اعلام شده است که خبر مذکور از سایت پایگاه اطلاع رسانی دولت و تصویر نیز از سایت اکو نیوز بازنشر شده است.در همین حال بررسی های خبرنگار ما حاکیست که سایت مرکز تحقیقات و اطلاع رسانی اتاق اسلامی که پیرامون مطالب بازرگانی ایران و کشورهای اسلامی خبر منتشر می کند نیز این خبر و تصویر آن را منتشر کرده است که در تصویر زیر مشخص است.