سنگ و شيشه

دوست و دشمن در کنار يکديگر قرار گرفته اند. تماشاي امير قلعه نويي روي نيمکت سپاهان اصفهان تناقض بزرگي را در ذهن به وجود مي آورد. رقابت نه چندان دوستانه او و تيم اول اصفهان حدود 6 سال پيش کليد خورد و سال به سال بيشتر اوج گرفت.

به نوشته قدس؛ براي سپاهاني ها شکست دادن تيمهاي قلعه نويي اهميت و شيريني ديگري داشت و رفتار سرمربي امروز سپاهان هم در تقابل با اين تيم همواره به گونه ديگري بود.

دشمن‏هاي قديمي ظاهراً زندگي مسالمت آميزي را در کنار يکديگر آغاز کرده اند، اما آيا اين مسير تا پايان بدون خطر و مرور خاطرات ناخوشايند گذشته پيش خواهد رفت؟

احتمال موفقيت امير قلعه نويي در سپاهان به دلايل گوناگون کمتر از درصدي است که براي شکست او در نظر گرفته مي شود. دو خط موازي برخلاف اصول رياضيات اين بار به هم رسيده اند و خطر اصطکاک اين دو، هر دو طرف را تهديد مي کند.

1 – تمام قهرمانيهاي امير قلعه نويي در دوران مربيگري اش در استقلال خلاصه مي شود. هر چند اين مربي در مس کرمان و استقلال اهواز هم نتايج قابل قبولي به دست آورد، اما در همان برهه ثابت کرد بدون تکيه به هياهوي چند 10 هزار نفري سکونشين ها توان حمله به اهداف بزرگ را از دست مي دهد.
قلعه نويي براي تکرار قهرماني به اصفهان رفته، اما اينجا ابزار مهمي مثل ورزشگاه پر از تماشاگر و رسانه هايي که همه چيز را زير ذره بين مي برند را در اختيار ندارد.

2 – تجربه نشان مي دهد، هواداران سپاهان تعصب خاصي به نيروهاي بومي و محلي دارند. آنها پس از راهيابي به فينال ليگ قهرمانان آسيا با لوکا بوناچيچ ايرادهايي را به اين مربي وارد مي دانستند و زماني که پس از سالها با سرمربيگري فرهاد کاظمي در سطح کشور صاحب عنوان شدند همچنان نگاه ترديدآميزي نسبت به اين مربي داشتند.

اما همين هوادار سختگير با حسين چرخابي گمنام شايد به دليل لهجه تند اصفهاني اش کنار مي آيد و پس از نتايج ضعيف، او را مورد حمله قرار نمي دهد. اين فضا براي امير قلعه نويي سنگينتر هم خواهد بود. همو که سالها رقيب سپاهان بوده و هوادار اصفهاني خوب مي داند چون فضاي کار در تهران را از دست داده عازم سپاهان شده است.

3 – ميزان محبوبيت امير قلعه نويي در ميان هواداران سپاهان چيزي نزديک به زير صفر است. شايد امروز که او سرمربي سپاهان شده؛ اين وضعيت کمي تعديل شود، اما آيا به محض بروز اولين ناکامي ها، آتش از زير خاکستر زبانه نخواهد کشيد؟

سپاهاني ها در مصاف با تيمهاي قلعه نويي همواره با کوشش و جديت خاصي عليه او شعار مي دادند و اين مربي همان کسي است که بارها در جريان بازي با سپاهان از کنار زمين اخراج و با مسؤولان و مديران سپاهان درگير شد.

4 – رقابت ميان فوتبال اصفهان و تهران از دومين دوره برگزاري ليگ حرفه اي که طي آن سپاهان و ذوب آهن قهرمان ليگ و جام حذفي شدند، اوج گرفت. سپاهان جامهايي که معمولاً نصيب استقلال و پرسپوليس مي شد، نشانه رفته بود و امير قلعه نويي به عنوان سرمربي وقت استقلال سردمدار موجي بود که اين جريان را بر نمي تابيدند.

جمله معروف او که بارها و بارها تکرارش کرد، سرآغاز دشمنيهاي طرفين بود: در فوتبال ايران هيچ قطب جديدي به وجود نيامده، بلکه مسؤولان با تضعيف استقلال و پرسپوليس باعث قدرت گرفتن سپاهان شدند.

5 – امير قلعه نويي در استقلال اغلب به سانتر از جناحين اصرار داشت و بندرت تاکتيک غالب خود را تغيير مي داد. به همين دليل در تيم او مهاجمي مثل رضا عنايتي به اوج رسيد و علي سامره راه به جايي نبرد. اما سپاهان سالهاست با وجود بازيکناني مثل نويدکيا و محمود کريمي در عمق فوتبال بازي مي کند و بخش مهمي از موفقيتهايش را مديون همين مسأله است.

تجربه نشان مي دهد، قلعه نويي اهل ايجاد تغيير در تفکراتش نيست و اين يعني سپاهان ناچار به فاصله گرفتن از اصل خواهد بود. تغييرات تاکتيکي وسيع معمولاً تبعات گسترده اي را به دنبال دارد و حداقل اينکه در اولين سال به قهرماني و حتي موفقيتهاي مقطعي ختم نمي شود.

6 – چه کسي است که نداند امير قلعه نويي درصدد بازگشت به استقلال است و چه کسي است که نداند هواداران تيمي با ويژگيهاي سپاهان چنين نگاه تحقيرآميزي به تيمشان را بر نمي تابند.