مهاجم تدافعي

بازيکنان بارسلونا، منچستريونايتد و ليورپول بايد دير يا زود آماده حل شدن در جو بدون مهاجم عصر آينده شوند يا حداقل ياد بگيرند يک مهاجم تدافعي نام بگيرند.

به نوشته اعتماد و به نقل از گاردین؛ گوارديولا سرمربي بارسلونا راه توقف تيمي مانند منچستريونايتد را نشان داد و البته پرده از راز نه چندان مگوي تيمش برداشت؛ «ما وقتي توپ را در اختيار مي گيريم، خيلي خطرناک مي شويم.» البته براي سرمربيان دهه هاي اخير آبي اناري پوشان چنين فلسفه يي عجيب به نظر نمي رسد. در واقع از سال 1971 و در زمان مربيگري رينوس ميشل، فلسفه فوتبال هلندي که مبتني بر پرس و هجوم در خط آفسايد بود در نوکمپ نهادينه شد. به اين روش يا سيستم پله يي هم مي گويند؛ به اين معنا که بر اثر سرعت زياد عبور از يک بازيکن مترادف با رد شدن از ساير بازيکنان رقيب خواهد بود.

اين شيوه در همه کشورها کارکرد يکساني ندارد چون مثلاً در هلند ابعاد کوچک تر زمين اجازه نمي دهد بازيکنان تکنيکي مانند آنچه در آرژانتين و برزيل رخ مي دهد فضاي لازم را در اختيار بگيرند. در چنين شرايطي کاهش سرعت حريف و يارگيري بهترين حربه براي موفقيت در استاديوم هاي کوچک تلقي مي شود. فوتبال برزيلي اجازه نواختن ضربات چيپ و شکستن آني خط آفسايد را مي دهد اما در فوتبال مدرن امروز براي چنين کارهايي زمان لازم را نداريد. به اعتقاد آريگو ساچي سرمربي افسانه يي فوتبال ايتاليا حفظ فاصله حداکثر 25 متري بين مدافع مياني و مهاجم راز موفقيت يک تيم است، با اين حال به دليل قوانين مدرن آفسايدگيري امکان رعايت چنين اصلي وجود ندارد.

دقيقاً دليل افزايش خطوط تاکتيکي از سه به چهار از چند پاراگراف بالا نشأت مي گيرد. براي عينيت يافتن موضوع مي توانيم نماهاي تاکتيکي فينال فصل گذشته را در خاطره ها زنده کنيم؛ جايي که سيستم 3-1-2-4 بارسا اجازه عمليات تهاجمي را از منچستريونايتد گرفت. شيوه بازي کاتالان ها مدلي از توتال فوتبال (پاس هاي کوتاه، جابه جايي هاي سريع و عطش فراوان براي در اختيار گرفتن توپ) تلقي مي شد. امروزه مدافعان در جلو کشيدن حساسيت به خرج مي دهند و براي اين کار خود دليلي به بزرگي ايجاد فاصله بين خطوط دارند. حالا اوضاع کاملاً متفاوت جلوه مي کند. مهاجمان بدون توپ به بهترين مدافعان غيرتخصصي تيم هايشان تبديل شده اند. اکنون دليل اظهارات لوباتفسکي فقيد مبتني بر خاص بودن يک مهاجم تدافعي به نام شوچنکو را درک کرديد؟

سنتگراهاي فوتبال مي گويند بازيکنان تهاجمي يک تيم بايد به جاي صرف انرژي در ساير خطوط تمام توان خود را معطوف به گلزني کنند. آنها از جيمي گريوز بازيکن ملي پوش دهه 60 انگليس مي گويند که بدون زحمت وظايف سازماني خود را انجام مي داد اما آمار حکايت ديگري را روايت مي کند. دني آلوس خطاکارترين بازيکن دو فصل پيش بارسلونا، از سال گذشته عنوان خشن ترين بازيکن تيمش را به آنري داد و جرارد پيکه فقط يک بار بيش از مهاجم تمام کننده يي به نام اتوئو مرتکب خطا شده است.

در فوتبال عصر حاضر مهاجمان مانند يک مدافع تکل مي زنند، خطا مي کنند، عقب مي آيند و برنامه هاي هجومي را سر و شکل مي دهند. اصلاً هم پاي بازي کثيف در ميان نيست چون اساساً ديگر نسل بازيکناني مانند نيال کوئين که به دليل جنگ هوايي مدام به حريفان ضربات آزاد هديه مي کنند، پايان يافته است. بله، بارسلونا يک الگوي تهاجمي است اما دو مدافع مياني اين تيم به دليل ميل هجومي، حريم فاصله منطقي بين خطوط را مي شکنند و فضاي جلوي آنها به بهشت شوتزنان حريف تبديل مي شود، حال آنکه مدافعان مياني جالب ترين مساله تاکتيکي هر تيم هستند. در چين شرايطي بي دليل نبود که فرگوسن در بازي سال گذشته مقابل اينتر با به کار گماردن پارک جي سونگ در نقش يک بال تدافعي تمام نيروي تهاجمي مايکون را از بين برد.

البته چندي بعد در فينال عدم فشار به جناح سيلوينيو دليل اصلي شکست منچستريونايتد نام گرفت. کاش فرگوسن از ابتدا روني را مقابل پويول قرار مي داد، هرچند جوان غول پيکر انگليسي در يک صحنه تسليم شد و اجازه داد پويول پايه گذار گل دوم بارسلونا نام بگيرد. وين از آن دست بازيکنان مورد نياز دنياي مدرن است؛ ستاره يي با قابليت هاي تدافعي. هنوز فراموش نکرده ايم بازيکن سابق اورتون در بازي دو فصل گذشته بارسا و من يو در مرحله نيمه نهايي ليگ قهرمانان مدافع مياني خط دوم منچستريونايتد بود.

در رقابت مرحله يک هشتم نهايي فصل گذشته فرگوسن وقتي ديد تيمش در بازي رفت از جناح چپ متضرر شد، طي 90 دقيقه دوم رونالدو را به مرکز آورد و روني را به سمت راست فرستاد. اين گونه قدرت بدني وين رشته هاي سيسوکو (هافبک چپ پورتو) را پنبه کرد. منچستريونايتد فصل گذشته در حضور رونالدو ميانگين 38/2، در زمان بازي تبس 44/2 و در حضور ثابت روني 52/2 امتياز در هر بازي را به ثبت رساند. در ليورپول کوئيت وظيفه يي مشابه روني دارد. او در سيستم 1-3-2-4 قرمزهاي آنفيلد عملاً مهاجم تدافعي است و شايد عدم حضور مهاجم تخصصي باعث شده سرمربي اسپانيايي دست نياز به سوي تبس دراز کند.

مرد آرژانتيني علاوه بر بازي در نقش مهاجم دوم قابليت تشکيل يک مثلث در سمت چپ ليورپول را دارد. در ترکيب برزيل طلايي جام جهاني 1982، فالکائو و سرزو نقش مهاجمان حامي سرجينيو را ايفا مي کردند و چندين سال بعد پيرلو وقتي به يک هافبک دفاعي تمام عيار تبديل شد که مهاجم مدافع نهايي چون شوچنکو را حامي خود ديد.

در فصل گذشته ليگ برتر ژابي آلونسو و بالاک فدايي هاي تيم هايشان بودند. به راستي اگر ژاوي و اينيستا در مرکز ميدان بارسا جان نکنند مثلث تهاجمي کاتالان ها چگونه فرصت گلزني به دست مي آورد؟ با استناد به اين مطالب غيرپيوسته مي توان نتيجه گرفت واژه مهاجم تدافعي به بازار فوتبال عرضه شده است.