واقع‌بين باشيم، تغييري در آمريکا صورت نگرفته

ديروز «باراک اوباما» با امضاي تجديد قانون تحريم‌هاي ايران توسط آمريکا به مدت يک سال ديگر، روندي را که از سال 1995 توسط «بيل کلينتون» دمکرات پايه‌گذاري شده بود، استمرار بخشيد. «تابناک» براي ارزيابي اين موضوع، نظرات دو تن از کارشناسان روابط و سياست بين‌الملل را جويا شد.دکتر صادق زيباکلام، استاد دانشکده حقوق و علوم سياسي دانشگاه تهران، در گفت‌وگو با خبرنگار «تابناك» اين رخداد را اين‌گونه تحليل مي‌کند: من بر اين باورم که تندروها و آنهايي که از پايه، خواهان تنش‌زدايي با آمريکا نيستند، بدون اين‌که واقعيت‌ها را در نظر بگيرند، اين کار اوباما را بهانه خواهند کرد که بگويند در آمريکا هيچ تغييري پديد نيامده و اوباما همان جورج بوش است، اما با لحن نرم.درواقع خواهند گفت که اوباما برخورد نرم و هوشمند را با تقابل سخت جابه‌جا کرده، اما در عمل تغييري حاصل نشده، حال آن‌که واقعيت اين است که اوباما چاره‌اي نداشت، جز اين‌که مدت قانون تحريم‌ها را امضا کند.زيباکلام افزود: ببينيد شما بايد واقع‌بين باشيد. هنوز هيچ تغيير عملي در رفتار دو طرف صورت نگرفته است؛ نه از سوي آمريکا نه ايران، پس چگونه مي‌توانيد انتظار داشته باشيد که يکي از طرفين با اين شدت از مواضع گذشته‌اش کوتاه بيايد؟! بنابراين، تغيير رفتارها را بايد از زماني انتظار داشت که يک دوره مذاکره رو در رو صورت گيرد. پس بايد از تغيير مورد نظر اوباما، تعبيري درست داشته باشيم.اين کارشناس مسائل سياسي ادامه داد: اما آنچه مسلم است، لحن اوباما، کلينتون و همه دمکرات‌ها با جمهوري‌خواهاني مانند جورج بوش، متفاوت و منطقي‌تر است. البته به نظر من، تغيير در رفتار دو طرف را پس از انتخابات رياست‌جمهوري در ايران خواهيم ديد.هم‌اکنون نه احمدي‌نژاد و نه اصلاح‌طلبان، هيچ‌يک حاضر نيستند درباره اعلام رسمي مذاکره با آمريکا ريسک کنند، چون نمي‌دانند در جامعه چه بازخوردي خواهد داشت؛ اين موضوعي است که مشاوران اوباما نيز به او توصيه کرده‌اند. بنابراين هم اوباما و هم جريان‌هاي سياسي در درون ايران تا تعيين رئيس‌جمهور بعدي، صبر خواهند کرد. اما من بر اين باورم که ما بايد در اين فاصله از فرصت‌هايي مانند اجلاس ناتو و همسايگان افغانستان بهره‌برداري لازم را ببريم و زمينه‌هاي گفت‌وگو را فراهم سازيم.اين استاد دانشگاه با اشاره به احتمالات متصور براي انتخابات آتي رياست‌جمهوري در ايران و تأثير آن بر رابطه با آمريکا مي‌گويد: از نظر من، اگر اصلاح‌طلبان موفق شوند با آراي بسيار بالا بر مسند رياست‌جمهوري بنشينند يا احمدي‌نژاد دوباره موفق شود اصلاح‌طلبان را شکست دهد، هر دو اين حالت‌ها امکان مذاکره را بالا مي‌برد، اما ديگر احتمالات اين امکان را محدود مي‌سازد. احمدي‌نژاد يک مقبوليت بالاي حاکميتي دارد و بنابراين، يک رئيس‌جمهور اصلاح‌طلب با رأي بالا نيز مقبوليت گسترده‌اي خواهد داشت که هر دو اينها اين جرأت را به رئيس‌جمهور بعدي خواهد داد تا با قدرت مذاکره کند.زيباکلام در ادامه مي‌گويد: براي مثال، همين هاليوودي‌ها که به ايران آمدند يا اساتيد و رؤساي برخي دانشگاه‌هاي آمريکا، مطمئن باشيد اگر اين اتفاق در زمان اصلاح‌طلبان مي‌افتاد، موضوع شکل ديگري به خود مي‌گرفت.در همين زمينه، دکتر خرم، کارشناس مسائل بين‌الملل و استاد دانشگاه بر اين باور است که اين انتظار از اوباما يا آمريکا که به محض يک نرمش، همه تحريم‌ها را بردارد، خيلي واقع‌بينانه نيست. درواقع، اين انتظار تنها به دليل سيستم فکري عاطفي ما ايجاد شده است، در صورتي که در عرف ديپلماتيک بايد ميان بيانات مثبت و عمل مثبت تفکيک قايل شد. هم‌اکنون ما و آمريکا به صورت تقريبي در مرحله بيانات مثبت هستيم؛ يعني تنها به گفتن جملاتي مثبت که نشان دهند، تمايل به مذاکره است، بسنده کرده‌ايم، اما عمل مثبتي نمي‌بينيم.درواقع تا هنگامي که ما و آمريکا پاي ميز مذاکره حاضر نشويم و يک دور مذاکره ـ حالا مي‌خواهد در هر سطحي باشد ـ را آغاز نکنيم، هيچ يک از دو طرف، نبايد انتظار اقدام عملي از سوي طرف مقابل را داشته باشند.دکتر خرم بر اين باور است که نمي‌توان امضاي تجديد قانون تحريم‌هاي ايران از سوي اوباما را نوعي بدقولي، بدعهدي يا کاري خلاف شعار تغيير او دانست، زيرا با نگرش فارغ از تعصبات دوجانبه، مي‌توان دريافت که اوباما در يک چهارچوب ديپلماتيک رفتار کرده است؛ همانگونه که وقتي آقاي احمدي‌نژاد سال گذشته گفت حاضر است بدون هيچ پيش‌شرطي مستقيم با بوش ديدار کند، اين به معناي چشم‌پوشي ايران از همه اجحافات آمريکا نبود.اين استاد دانشگاه در پايان توصيه کرد: به نظر من، طرفين موضوع، بايد از اين شرايط بيشترين بهره را ببرند، زيرا وقتي دو طرف در شرايط تقريبا برابري از لحاظ موقعيت بين‌المللي، فضاي داخلي و ابزارهاي مذاکره هستند اين بهترين وضعيت براي مذاکره است، اما اگر يکي از دو طرف موقعيتش تغيير کند، نمي‌توان انتظار داشت که مذاکره شکل بگيرد.من مطمئنم که در گذر زمان، هر دو طرف به اين پي خواهند برد که مذاکره نکردن براي هر دو زيان‌هاي بسياري داشته، اما در مجموع، تحليل من اين است که اوضاع کنوني، شرايط مناسبي است که کشور ما با عزت و موضع برابر، مي‌تواند مذاکرات را آغاز کند.